Tuesday, Apr. 25, 2017

تناقضات در دیدگاه های ملّاصدرا و این سینا در رابطه با مسئله ی تجسم اعمال

منتشر شده توسط:

|

04/02/2015

|

در:

تناقضات در دیدگاه های ملّاصدرا و این سینا در رابطه با مسئله ی تجسم اعمال

 تناقضات در دیدگاه های ملّاصدرا و این سینا در رابطه با مسئله ی تجسم اعمال

Contradictions in Mulla Sadra and Ibn-Sina’s Views Regarding Embodiment of Actions

رمضان عبدی، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد خرم‌آباد، الهیات و معارف اسلامی

 

 

چکیده

با مرگ و انقطاع از دنیا و با کنار رفتن حجاب، انسان در عالم خاص برزخی خود قرار گرفته و هر کدام از افکار و عقاید اوصاف و اعمال را با چهرة برزخی و باطنی آنها می یابد و با صور برزخی مواجه می گردد .مسأله ی تجسّم اعمال و اوصاف و عقاید، منحصر به عالم برزخ نبوده و در قیامت کبری یعنی در بهشت و جهنم نیز وجود دارد. آن هم به نحو کامل تر به ثبات احکام خاصیّ که در قیامت و در عوالم بهشتی و جهنمی هست. تجسّم اعمال، تبیینی از چگونگی ارتباط میان اعمال و ملکات دنیوی با جزای اخروی است. این نظریه فلسفی، حاصل تلاشی عقلانی با هدف تبیین فلسفی عقیده پیکرپذیری کردارها می باشد که به بهترین وجه، از سوی ملاصدرا و پیروان وی انجام گرفته است، به این صورت که افعال و اعمال انسان اگرچه بروز و ظهورش در این دنیا به نحو عرض است و بقا ندارد، تکرار آنها موجب پیدایش صفات و ملکاتی است که سبب پیدایش موجودات آن جهانی خواهد شد. در این مقاله سعی بر آن شده است تا به بررسی نظرات و دیدگاه های دوفیلسوف بزرگ جهان اسلام، ملّا صدرا و ابن سینا در رابطه با مسئله ی تجسم اعمال  بپردازیم. در این حین نیز از مطالب و نوشته های مختلفی بهره جستیم تا نظرات این دور را با یکدیگر مقایسه نماییم. پس از مقدمه کوتاه به بررسی دیدگاه ملاصدرا پرداخته و نظر ابن سینا نیز در پی آن آمده است. روشن شد که این دو دیدگاه مشابهی در رابطه با موضوع نداشته و هرکدام نظر خاص خود را پیرامون مسئله ی تجسّم اعمال داشتند. به عقیده ملاصدرا، اگر ثبوت و تقرّر دائم ملکات نفسانی بر تجسّم اعمال را تا ابد نپذیریم، خلود اهل معصیت در جهنم و عقاب آنها توجیهی ندارد؛ چرا که اگر منشأ خلود و جاودانگی را عمل یا حالت زائل شده بدانیم، به بقای معلول با زوال علّت ملتزم شده ایم که آن نیز محال است. لذا مسئله خلود در عذاب را معقول دانسته است؛ چرا که کیفرهای اخروی بازتاب عینی، بلکه تجسّم واقعی اعمال دنیوی است، نه به صورت قراردادی و جدا از عمل؛ بنابراین، کیفر الهی ناعادلانه و نابرابر با جرم تلقّی نمی شود. ابن سینا نیز این موضوع را رد نموده و تنها معتقد به دو جهان،  یکی مادی و دیگری مجرد می باشد.

واژگان کلیدی: تجسّم اعمال، ملّا صدرا، ابن سینا، برزخ، نفس.

  1. مقدمه

تجسم اعمال مسئله ای است که در هر یک از حوزه‌های کلام، فلسفه، اخلاق و عرفان به نوعی مطرح بوده است. بسیاری به اثبات آن پرداخته و سخت از آن طرفداری کرده‌اند، برخی نیز آن را دور از حکم عقل شمرده و به انکار آن برخاسته‌اند. هر چند خود عنوان تجسم اعمال در آیات و احادیث دیده نشده، ولی بی گمان خاستگاه آن آیات کریمه قرآن و احادیث شریفه صادره از اهل بیت عصمت علیهم السلام است. در قرآن و روایات در مورد اعمال انسان، اعم از اعمال ظاهری و باطنی، و نقش آن در جزای اخروی، مطالبی آمده که دانشمندان از آن به تجسم اعمال یا تجسد اعمال و یا تمثل اعمال و نظایر آن تعبیر کرده‌اند. این مسئله از این نظر حائز اهمیت است که می‌تواند به شبهه‌ای که پیرامون کیفر برخی از اعمال وارد است، پاسخ قانع کننده‌ای ارائه دهد. هر حقيقتى كه در عالم ماده وجود دارد، در عالم مثال، عالم تجرّد و عالم اسما به نحو كامل‏تر و متناسب با آن نظام‏ها نيز وجود دارد. پس موجود مادى با همان خصوصيات مادى كه در اينجا موجود است، در عالم مثال با تمام كم و كيف و مادى نيست و موجود برزخى با همان خصوصيات برزخى كه در عالم برزخ موجود است، در عالم تجرد با همان خصوصيت نمى‏باشد و موجود مجرد با همان خصوصيات تجردى كه در عالم تجرد موجود است، در عالم اسما با همان آثار و قوانين نيست؛ به عنوان مثال آب به عنوان يك حقيقت در عالم مثال موجود است؛ ولى نه با همان كم و كيفيت عالم مادى؛ بلكه آب مثالى با خصوصيات متناسب با آن عالم. همچنين آب در عالم تجرّد موجود است؛ ولى نه آب برزخى با آثار و احكام برزخى؛ بلكه آبى متناسب با قوانين و سنن عالم تجرد. حتى روابط و سنتى هم كه ميان آب و موجودات ديگر برقرار است در عوالم ديگر هم هست؛ اما روابطى متناسب با آن عوالم. رابطه آب و آتش يا آب و خاك، در عالم «مثال»، «تجرد» و «اسما» وجود دارد؛ ولى نوع آن، متناسب با احكام آن نظام‏ها است.

  1. صورت اعمال

بر اساس تطابق عوالم هستى در بازگشت انسان به سوى خداوند، اوصاف، اعمال و عقايد او در عوالم بعدى متمثّل بوده و تجسّم دارد، حال چه اين صفت، عمل يا عقيده خوب باشد، چه بد. با توجه به حقيقت تطابق عوالم وجود، هر چه انسان دارد از عالم و عوالم بالا است؛ يعنى، آدمى هر چه از اصل وجود و خصوصيات وجودى، آثار اخلاقى و روش‏ها دارد، صورت نازله‏اى است از عوالم بالاتر. اگر صفت خوبى در ما محقق باشد و ما به آن متصل و متصف باشيم، اين صفت به عنوان يك خصوصيت از خصوصيات وجودىِ ما و به عنوان يك واقعيت در روح و براى روح ما – بر اساس قاعده كلى تطابق عوالم هستى – داراى صورتى در بالا است؛ يعنى، در برزخ، در عالم تجرد و در عالم اسما. البته صفت ما در اينجا، صفتى اينجايى است و در عوالم ديگر صورتى بالاتر كه متناسب با قوانين، احكام، آثار و معيار آنها است. پس صورت بالاتر هم عين صفت اينجا است، چون باطن آن است و هم عين اينجا نيست، چون با صورتى بالاتر و متناسب با قوانين آن عوالم مى‏باشد. به عنوان مثال اگر كسى صفت سخاوت دارد، اين صفت صورت بالاترى در «برزخ»، صورت برترى در «عالم تجرد» و صورت والاتر و والاترى در «عالم اسما» دارد. همه صورت‏ها در هر عالمى «سخاوت» است؛ ولى سخاوتى كه متناسب با هر نظام است. يا اگر صفت زشت و بدى در كسى باشد، اين صفت در برزخ و عوالم پس از آن نيز وجود دارد ولى با صورت هايى كه متناسب با احكام، آثار و معيارهاى آن نظام‏ها است. بايد توجّه كرد كه صورت‏هاى اين صفت، عمل، اخلاق و عقيده خوب يا بد، با ما هست و ما از آنها جدا نيستيم؛ يعنى، صورت‏هاى برزخى، تجردى و اسمايى اوصاف، اعمال، اخلاق و عقايد در اينجا نيز با ما هست؛ ولى از ما محجوب بوده و در پشت پرده است.

به عبارتى، در اين دنيا، صورت دنيوى آنها براى ما مكشوف است و پس از كنار رفتن پرده‏ها و حجاب‏ها، اعمال خود را به صورت‏هاى برزخى آنها ديده و خواهم يافت. هنگامى كه روح به برزخ مى‏رود، يك پرده كنار رفته و من در باطن اول اعمال، اوصاف، عقايد و اخلاق خود قرار مى‏گيرم و در واقع تازه در عالم باطنى كه داشتم، واقع مى‏شوم.

به عنوان مثال من سخاوت را در اينجا از پشت حجاب مى‏يابم. ولى وقتى از دنيا رفته و از خواب غفلت بيدار گشتم و يك پرده و حجاب كنار زده شد، آن صفت را بى‏حجاب مى‏بينم. يا فردى كه صفت بد خلقى دارد، اين صفت را در اينجا از پشت پرده مى‏بيند. در اين دنيا بدخلقى بر او مسلّط است و هر چه مى‏خواهد بد خلق نباشد، نمى‏شود. همه وجود او تحت‏الشعاع اين صفت زشت قرار مى‏گيرد؛ طورى كه تمام وجودش تحت سيطره بد خلقى و عصبيّت واقع مى‏شود و گويا او هيچ اختيارى از خود ندارد. اين نگاه دورى به واقعيت اين صفت است؛ ولى صورت‏هاى بالاترى در عوالم ديگر دارد كه هم‏اكنون با ما هست، ولى در پشت حجاب و پرده است. وقتى پرده كنار رفت، صورت بد خلقى به صورت انواع درنده‏ها بر ما عيان مى‏شود؛ مثلا مشاهده مى‏كند سگ يا مار و يا عقربى مسلّط است. هر چه انسان به عالم بالاتر منتقل مى‏شود و پرده‏ها كنار مى‏رود، صورت‏هاى بالاتر و كامل‏تر اين اعمال، عقايد، اوصاف و اخلاق براى او متمثّل و ظاهر مى‏شود و آنها را مشاهده كرده، خود را با آنها مى‏يابد.

  1. تجسم اعمال

1-3. تعريف

تجسم اعمال به معناي به شکل، جسم و پيکر در آمدن موجودات غير مادي مانند عقايد، اخلاق و اوصاف، افعال و آثار انسان است[1].”قرآن و روايات دلالت دارند بر اينکه هر عملي که انسان در اين جهان انجام مي دهد دو صورت و دو ظهور و دو هويت دارد و با يکي از آنها در اين دنيا تمثّل مي کند و با ديگري در آخرت مثلاً نماز در اين دنيا عبارت است از يکسري از ذکرها و حرکات که هويت دنيوي نماز را تشکيل مي دهند ولي همين نماز در آخرت ظهور ديگري دارد و همچنين است اعمال ناشايست[2].” زيرا اقتضاي اين عالم آن است که عمل به اين صورت جلوه کند و اقتضاي عالم آخرت آن است که عمل به شکل اصلي و واقعي خود ظاهر شود. علامه طباطبايي در تفسير آيه 19 سوره احقاف مي فرمايند: ولکلّ درجات ممّا عملوا و ليوفيّهم اعمالهم و هم لا يظلمون. صدر آيه از نوعي نسبت خاص حکايت مي کند و عبارت مياني از اتحاد بين عمل و جزاي آن و ذيل آيه از جزاي عادلانه که در واقع سبب نسبت و اتحاد مذکور است. آيات بسيار ديگري وجود دارند، که دلالت مي کنند بر اينکه اعمال خير و شرّ انسان بعينه به وي برگردانده مي شوند[3].

2-3.  اقسام تجسم عمل

تجسم عمل سه قسم است :

1در دنيا؛ از قرآن استفاده مى كنيم كه سرنوشت و سعادت يا شقاوت آدمى در اين دنيا مرهون افكار، گفتار و كردار اوست و ملكاتش براى او سرنوشت‌ساز است؛ يعنى اگر افكار، سخن و كردار انسان صحيح و الهى باشد سعادتمند و رستگار و عاقبت به خير خواهد شد و اگر ملكات رذيله بوده و گفتار، كردار و اعمالش ناشايسته و غير الهى باشد، شقاوت، عاقبت به شرى و آتش جهنم گريبانگيرش خواهد شد.

قرآن كريم مى فرمايد:

و من يشرك بالله فكانما خرمن السماء فتخطفه او تهوى به الريح فى مكان سحيق؛[4]

و هر كس به خدا شرك ورزد چنان است كه گويى از آسمان فرو افتاده و مرغان شكارى او را ربوده اند يا باد او را به جايى دور افكنده است.

شرك در اين جا شرك عملى است، يعنى زندگى انسان هاى فاسق و شقى، همراه با ناراحتى و غم و غصه و توام با وحشت و اضطراب است. غم گذشته ها را مى خورند، از آينده نگرانى دارند، هنگام خواب ، خوردن و در موقعيت هاى ديگر، هميشه مضطرب و نگرانند.

اما انسان هاى خوب به عكس انسان هاى بد و پست، به فرموده قرآن علاوه بر اين كه به بهشت مى روند در اين دنيا نيز يك زندگى پاك و با عزت دارند:

من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مومن فلنحيينه حيوة طيبة و لنجزينهم اجرهم باحسن ماكانوا يعملون؛[5]

هر كس – از مرد يا زن – كار شايسته كند و مومن باشد قطعا او را با زندگى پاكيزه اى حيات حقيقى بخشيم و مسلما به آنان بهتر از آن چه انجام مى دادند پاداش خواهيم داد.

در سوره ديگر مى فرمايد:

لا يزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة او تحل قريبا من دارهم؛[6]

و كسانى كه كافر شده اند پيوسته به سزاى آن چه كرده اند مصيبت كوبنده اى به آنان مى رسد يا نزديك خانه هايشان فرود مى آيد.

افرادى كه كفر عملى دارند، مثلا نماز نمى خوانند، روزه نمى‌گيرند و خلاصه واجبات را ترك مى كنند و مرتكب محرمات مى شوند انسان هاى شرور و ظالمند و به جامعه با عينك بدبينى مى‌نگرند گفتار و كردارشان با مردم ناشايسته و غير اسلامى است .زندگى توام با گناه ، بدبختى و فلاكت است و نبايد فريب وضع ظاهرى آنها را خورد، چرا كه همين جاه و جلال ظاهرى براى او نقمت و دردسر است . قرآن مى فرمايد:

فلا تعجبك اموالهم و لا اولادهم انما يريد الله ليعذبهم بها فى الحيوة الدنيا؛[7]

اموال و فرزندانشان تو را به شگفتى و تعجب نياورد، جز اين نيست كه خدا مى خواهد در زندگى دنيا به وسيله اين ها عذابشان كند.

مال و رياست زمانى خوب است كه خوشى و سعادت به دنبال داشته باشد و انسان را عاقبت به خير نمايد، يعنى در راه رضاى خدا به كار رود و در روز حساب نجات بخش انسان باشد.

2 تجسم اعمال به معناى دوم؛ اگر كسى اهل بهشت است ، عمل او است كه براى او بهشت پر نعمت شده است و اگر كسى اهل جهنم است و مار و عقرب او را احاطه كرده ، آن نيز همان اعمال اوست .

پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:

الدنيا مزرعة الاخرة ؛ دنيا كشتزار آخرت است .

انسان در اين دنيا هرچه كشت كند، در عالم آخرت همان را برداشت مى نمايد و خلاصه اين كه نعمت هاى بهشت اعمال خود انسان هاست، هم چنين است آتش جهنم كه آن هم ساخته دست خود ما است؛ زقوم و حميم را خود تهيه مى كنم به جهنميان خطاب مى شود:

فذوقوا العذاب ذلك بما قدمت ايديكم؛[8]

بچشيد عذاب را، اين چيزى است كه خود تهيه كرده و فرستاده ايد.

3 – نوع سوم تجسم اعمال؛ تبديل عمل به موجود متناسب با عمل است ؛ توضيح آن كه : مرحوم صدرالمتالهين در اسفار، تناسخ را رد مى كند؛ معناى تناسخ اين است كه يك عده اى از فلاسفه ، از روان شناسان و روان كاران ، مخصوصا كسانى كه ادعاى احضار روح دارند، مى گويند: هرگاه انسان بميرد روح او بر جسم ديگرى منتقل مى شود. بنابراين قول ، اكنون روح ما كه در اين جا نشسته ايم روح انسان هاى قبلى است و زمانى كه از دنيا برويم روحمان به اجسام ديگرى منتقل مى شود.

بعضى معتقدند كه اگر انسان بدكار باشد، روح او به جسم حيوانى يا آدم بدبختى ، و اگر خوشبخت ، باشد روحش به يك حيوان خوبى كه براى مردم نافع است منتقل مى شود، و اگر آدم خوبى باشد روحش به كالبد آدم مقدسى ، خواهد رفت . اين معناى ((تناسخ )) است . قرآن مى فرمايد: بعضى در قبر مى گويند: ما را برگردانيد تا آدم خوبى شويم خطاب مى شود محال است كه برگرديد.

قال رب ارجعون لعلى اعمل صالحا فيما تركت[9]

پروردگارا، مرا بازگردانيد شايد من در آن چه وانهاده ام كار نيكى انجام دهم . بعد مى فرمايد: اى انسان ! تو برزخى دارى كه روح تو تا روز قيامت در عالم برزخ است .

  1. تجسّم اعمال در قران و روایات

1-4. تجسم اعمال در قرآن

در قرآن کریم آیات فراوانی بر تجسم اعمال دلالت می کنند و مؤید بازگشت اعمال انسان به خودشان می باشند که در ذیل به بخشی از این شواهد قرآنی استناد می کنیم .

خداوند در سورة آل عمران آیة 30 می فرماید[10]:

« یوم تجد کلٌ نفس ماعملت خیر محضراً و ما عملت من سوء تودّ انّ و بینه أمداً بعیداً و یحذّر کم الله نفسه و الله رئوف بالعباد »

یعنی «روزی که هر کس کار خوب و هر خیری را که انجام داده نزد خود حاضر می بیند و نیز هر کار بدی راه و آرزو می کند ای کاش بین او و بین کار بد او فاصلة زیادی بود ، و خدای متعادل شما را از غضب خود و از عقاب خود می ترساند و او به بندگانش رئوف است .»

تعبیر آیة شریفه، تعبیر به خصوصی است . جملة « یوم تجد کلً نفس ما عملت من خیر محضراً و ما عملت ما سوء» با صراحت کامل از بین واقعیت خبر می دهد که همة انسان‌ها در روز قیامت ، عمل خود را حاضر می بیند و خود عمل را می یابند ، چه عمل خوب و چه عمل بد ، آیه به خوبی حاکی از این حقیقت است که هر کس با عمل خود مواجه می‌گردد و این بدان معنی است که صور اخروی یا تمثُل و تجسّم عمل خود را می‌بیند و می‌یابد ، پیداست که مواجه شدن با عمل خود و یافتن عین عمل ، به معنی مواجه شدن با صورت دنیوی آن و یافتن عمل با صورت دنیوی آن نیست، زیرا به دنبال همین جمله می فرماید :

« توّد لوان بینها و بینه أمداً بعیراً » یعنی « کسی که با عمل بد خود مواجه می شود و عمل بد خود را می یابد ، آرزو می کند ای کتش بین او و بین کار بد او فاصلة زیادی بود.»

و این به خوبی حکایت از این امر می کند که با صورت دنیوی عمل بد رو به رو نمی‌شود و الاً این آرزو مفهومی نداشت و صورت دنیوی عمل بد چیزی است که برای او مطلوب بوده و نه مورد نفرت و انزجار. او با صورت اخروی عذاب دهنده و کوبندة عمل بد خود، و به عبارتی، با تمثّل و تجسم اخروی عمل بد خود که عذاب دهنده و دردآور است، مواجه می‌شود و آن را می‌یابد و از آن آرزوی فاصله داشتن را می‌کند و خبر از صور اخروی اعمال می‌کند[11].

( ان الدین تأکلون اموال التیامی ظلماً انما یأکلون فی بطور نهم ناراً و یسصلون سعیراً )

در آیه ی فوق خوردن اموال یتیم را به خوردن آتش مجسّم کرده است که البتّه در این دنیا صورت باطنی این عمل از دیدگاه مخفی است ولی در سرای آخرت روزی است که نهان‌ها آشکار می‌گردد. صورت باطنی این عمل هم آشکار گردیده و به شخص برگردانده می‌شود .

والکن درجات مما عملوا و لیوفیهم اعمالهم و هم لایلمون . یعنی برای مردم به مقتضای اعمالشان درجاتی معین است و هم به پاداش اعمال خود کاملاً می‌رسند و هیچ سمتی به آنان نخواهد شد بنابراین در ابتدای آیه از نسبتی خاص میان عمل انسان و جزا حکایت دارد و به عبارت « لیو فهم اعمالهم»  از اتحاد بین عمل و جزا حکایت می کند و عبارت «و هم یظلمون» علت اتحاد بین عمل و ثواب و عقاب را بیان می‌نماید .

زمحشری هم در ذیل این آیه می گوید عبارت «لیوفهم» یعنی اعمالشان را دریافت می‌کنند و به حقوق آنها ظلم نمی‌شود[12].

و همچنین خداوند در جایی دیگر می فرماید: و انقوا یوماً ترجعون فیر الی الله ثم توفی کل نفس[13]؛ ماکیست و هم لایظلمون ) یعنی بترسید از روزی که به سوی خدا بازگشت کنید پس هر کس پاداش عمل خویش را خواهد یافت . و به هیچ کس ستم نمی شود[14].

2-4. تجسّم اعمال در روایات

1- در بحارالانورا حدیثی آورده شده که مضمون آن این چنین است: زنی برای مسأله ای به حضور پیامبر اکرم مشرّف شده و کوتاه قد بود و پس از رفتنش ، پیامبر به عایشه فرمودند عایشه خلال کن ، عایشه گفت ، مگر چیزی خوردم یا رسول لله . حضرت فرمود خلال کن ، عایشه خلال کرد . و پاره گوشتی از دهانش افتاد . در حقیقت حضرت با تصرف ماکوتی و اخروی ، غیبت را در همین جهان به عایشه نشان دارند .

و قرآن کریم درباره غصب می فرماید ( ولایغتب بعضاً اِعب احدکم لحم اخیر متیاً فکوهتموه ) یعنی مسلمانان از یکدیگر غیبت نکنند . آیا کسی دوست دارد که گوشت برادر خویش را در وقتی که مرده است بخورد ؟ نه از این کار تنفر دارید.

2-  هر کس بگوید سبحان الله یا الحمدالله یا لااِله الاالله یا الله اکبر خداوند به ازای هر کدام یک درخت در بهشت برای او می کارد ، مردی از قریش گفت یا رسول الله پس درخت ما در بهشت زیاد است ! فرمود : بلی ولی مبادا که آتش هایی به آنها بفرستید و آنها را بسوزاند . خداوند جل جلاله فرمود: در دنیا با عبادت لذت ببرید چون در بهشت هم با همان عبادت لذت خواهید برد[15].

پیامبر (ص) فرمودند: ای قییس با هر عزتی ، ذلتی است ، و با هر زندگانی مرگی است ، و با هر دنیا آخرتی است و برای هر چیزی حسابی است و برای هر چیزی نگهبانی است و برای هر گناهی عقابی است ای قیس چاره ای نیست از برای تو قرینی که دفن می شود با تو و او زنده است و دفن می‌شوی تو با او و تو مرده‌ای پس اگر او کریم باشد گرامی خواهد داشت تو را و اگر لئیم باشد ، تو را به حال خود خواهد گذاشت و به فریاد تو نمی‌رسد ، و با او محشور می‌شوی و در مورد او از تو سوال خواهد شد . پس آن را صالح قرار بده زیرا اگر صالح باشد با او انس خواهی گرفت و اگر فاسد باشد از او وحشت خواهی کرد و آن عمل توست[16].

امام سجاد فرمودند : در قیامت اعمال انسان به صورت گلوبندهایی از گردن ها آویزان خواهد بود[17].

حضرت علی فرمودند : عمل صالح انجام دهید که عمل صالح بالا می‌رود و توبه سودمند است . پیامبر اکرم فرمودند : بهشت زمین‌هایی است هموار، و درختانی‌ست که در آن کاشته می‌شود . سبحان الله : گفتن و خدا را حمد کردن است.

در قرآن کریم آیات فراوانی بر مسائله تجسم عمل دلالت دارد که مؤید بازگشت اعمال انسان می باشد .بنابراین تجسم قابل اثبات است ، اعمال انسان در این دنیا به طور کلی علاوه بر ظاهرشان دارای باطنی هستند که در این دنیا از حواس ما پنهان است . ولی در آخرت است که پرده و حجاب از بین می رود[18]. پاداش یا کیفر اعمال عین عمل ماست و همان اعمال ما در دنیاست که به صورت هایی متناسب با آن در می آید .مثلاً اعمال نیک به صورت فرشته ، یا یک چیز لذت بخش در می آید ولی اعمال بد به صورت مار و عقرب که عذاب دهنده است در می آید .

  1. دیدگاه صدرالمتالهین

صدرالمتألهین در حکمت متعالیه متکفل تبین بیشتری از نظریه ی تجسم اعمال شده همچنانکه او معتقد است که انسان هر عملی انجام می دهد اثر آن عمل در نفس ظاهر می شود . و در اثر تکرار آن عمل اثر به صورت ملکه تبدیل می شود و این ملکات هستند که به صورت جوهری تبدیل می شود و موجب ثواب و عقاب می گردد.

ملاصدرا معتقد به نظریه ی اصالت وجود می باشد و به نظر او ماهیت امری اعتباری است از آنجا که وجود هر جا که باشد دارای آثار یکسانی است و اعمال انسان از لحاظ وجودی با نفس متحد گشته و دوباره در آخرت به انسان بر می گردد. و همچنین ملاصدرا معتقد است که تشخص فقط به وجود است. یعنی یک نفر فقط بر خودش صدق می کند. بنابراین اگر عوارض انسان از بین برود با توجه به این اصل باز انسان همان انسان است . زیرا وجود او از بین نرفته است. و اعمال او که جنس وجود بر او برمی گردند . و از اصول دیگری که ملاصدرا به آن پایبند است ، این است که وجود یک حقیقت تشکیلی است و با نفس بسیط خود پذیرای شدت و ضعف می باشد و ما به الاختلاف وجود به ما به الاشتراک آن بر می گردد. بنابراین هر چقدر وجود شدّت پیدا می کند آثارش هم شدیدتر می گردد و از آنجا که وجود شخص در آخرت از مادیات‌ها رها گشته بنابراین شدت می یابد و از اصول ابتکاری دیگر ملاصدرا حرکت جوهری اوست یعنی جوهر در وجودش، دگرگون می شود و نفس هم یک جوهر است در حرکت اشتدادی خودش تغییر پیدا می کند[19]، و استی له می‌یابد و موجب می شود که اعمالی که با نفس متحد شده است از لحاظ ثواب و عقاب تغییر پیدا کند و در مسأله احباط و توبه این استحاله نفس کاملاً مشهود می باشد و همچنین از اصولی که ملاصدرا به آن اعتقاد دارد این است که شیئت شیء به صورت است و به ماده نیست و از آنجا که نفس صورت اخیر انسانیت است و مبدأ فصل اخیر انسان که همان ناطق بودن و مدرک کلیات بودن می باشد بنابراین تشخیص انسان به نفس اوست و این نفس است که مورد ثواب یا عقاب قرار می گیرد و با مرگ از بین نمی رود و تمام آثار و ملکاتی در نفس قرار دارد باقی می ماند و موجب پاداش و یا کیفر او می گردد . از ابتکارات دیگر ملاصدرا وحدت قوای نفس می باشد یعنی نفس مدبر تمام اداراکاتی حسی و خیالی و عقلی است و تمام قوا در وجود انسان به نفس بر می‌گردد و نفس عین تمام آن قوا است و از آنجا که نفس می‌تواند امور متقابل را در خود جمع کند و می‌تواند انواع عذاب‌ها و ثواب‌ها را هم در خود جمع نماید و به ازای اعمال خوب و بدی که انجام داد . دوباره آن اعمال به او برمی‌گردد و موجب پاداش و کیفر او می‌شود . و همچنین ملاصدرا معتقد است که قوة خیال مجرد است و در محای از بدن قائم نیست و بنابراین بعد از مرگ باقی می‌ماند و همانطور که انسان می تواند از طریق صورت ذهنی خود از محسوسات خارج متأثر شود و می‌تواند با عدم محسوس خارجی هم دوباره صورت آن را در قوة خیال مجسّم می‌نماید و از آن لذت یا الم ببرد و در آخرت که نفس ارتباطی با بدن مادی ندارد، نیروی خلاقیت او بیشتر شده و هر نفسی که دارای صفات نورانی باشد با تصور آن صفات بلافاصله نعمت‌های بهشتی را خلق می کند و انسان‌های معصیت کار که نفس‌شان ظلمانی است با تصور هر کدام از وعیدهای الهی، عذاب‌هایی دامن گیر آنها می‌شود[20]. و در انتها از مهم‌ترین اصولی که ملاصدرا به آن پایبند است اتحاد عاقل و معقول است یعنی وجود معقول با وجود عاقل متحد است بنابراین وقتی شخصی عملی را انجام می‌دهد وجود عمل با نفس عاقل متحد گشته و از وی جدا نمی‌گردد و در آخرت موجب ثواب و عقاب او می‌گردد. و این ظاهر عمل مادی است که از بین می‌رود با این اصول تجسم اعمال از نظر ملاصدرا را قابل اثبات می گردد.

صدرالمتالهین درباره تجسم و تمثل ملکات اخلاقی انسان در سرای دیگر می گوید هرگاه صفتی در نفس انسانی غلبه پیدا کرد و راسخ گردید، آثار آن به طور قهری و اکتساب است تبدیل ملکات رذیله به مملکات فضیله ممکن است ولی در سرای دیگر که در نتیجه اسنان با هر صفتی که با آن به قیامت محشور گردد، آثار آن صفت و ملکه نفسانی به طور قهری بروز خواهد کرد وبه شکل متناسب با خود و به گونه ای که با شرایط نظام اُخروی هماهنگ باشد مجسم خواهد گردید.

آنگاه برای تقریب این مطلب به اذهان مثالی به یادآور شده می‌گوید: ماهیّت رطوبت در جسم اثر خاص خود را دارد و در قوای ادراکی حس و خیالی به گونه ای دیگر ظاهر می‌شود ودر نشاه ادراک عقلی به صورت دیگری ظاهر می‌گردد سپس اضافه می کند:

برای کسانی که می خواهند از روی بصیرت داوری کنند، همین قدر که ما یادآور شدیم کافی است تا نسبت به همه آنچه از جانب خداوند و رسول گرامی (ص) و شریعت اسلام در مورد صورت‌های اخروی که مترتب بر عقائد حق یا باطل، و اعمال زیبا و زشت می‌باشندع وارد شده است ایمان آورد هرچند خود از اهل مکاشفه و مشاهده نباشد و نتواند واقعیت آن‌ها را در این جهان ادراک نماید.

آری کسانی که می‌خواهند به معرفت تفصیلی برسند و چگونگی تحقق یافتن وعده و وعیدهای الهی را در مورد صورت‌های لذت بخش یا مؤلِم اُخروی درک نمایند بایستی خویشتن را از علائق مادی برهانند و با عالم غیب ارتباط بیشتری پیدا کنند و نیز در مورد صفات نفسانی خود تامل کامل نمایند و چگونگیِ صدور آثار آن‌ها را در این جهان به دقت مطالعه کنند، تا بر نحوه تحقق آثار آن‌ها در سرای دیگر واقف گردند.

مثلا غضب و خشم هرگاه برافروخته می‌گردد، هرچند در حقیقت مربوط به روح انسان و بعد ملکوتی (غرمادی) او است، ولی آثار آن در همین بدن عنصری نمایان می‌گردید خون او به جوش آمده صورتش سرخ می‌شود وحرارت فوق العاده ای بدنش را می‌سوزاند و این‌ها همه مربوط به جنبه ملکی و مادی او است بنابراین هیچ جای شگفت نیست که همین صفت ناپسند در سرای دیگر به صورت آتش دوزخ تجسم یابد و فرود غضب آلود را بسوزاند، و از همین‌جا می توان سایر صفات ناپسند و نیز ملکات حمیده را مورد مطالعه قرار داد، و نحوه تجسم اخروی و ترتیب آثار آنه‌ا را در سرای دیگر تصویر نمود.

  1. ابن‌سینا و تجسّم اعمال

شیخ الرئیس ابوعلی سینا قائل به عالم برزخ نیست و استدلال می‌کند که عالم برزخ مجرد، معنی ندارد؛ دو عالم بیشتر نداریم: یکی عالم طبع و ماده، و دیگری عالم معنای مجرد. گر چه از بعضی از استدلالاتش در «شفا» استفاده می‌شود که عالم خیال را مجرد گرفته است؛ و اگر ما عالم خیال را مجرد بگیریم، حتما باید قائل به عالم برزخ شویم و هیچ مفری و چاره ای نداریم؛ ولیکن نسبت به عالم برزخ، علاوه بر آنکه تصریح بر وجودش نکرده است، تصریح بر عدمش می‌کند. بنابراین در معاد جسمانی دچار اشکال می‌شود؛ که این قوا و صوری که انسان از کمالات برای خود کسب کرده‌است و یا اینکه از مکتسبات أعمال ناشایست، عالم صورتش در عذاب واقع می‌شود؛ این حتما باید هنگامی باشد که بدن باشد، چون صورت قائم به بدن است و تجرد ندارد، و وقتی بدن از بین رفت، صورت هم به تبع آن از بین می‌رود، و فقط نفس مجرد می‌رود در عالم خود و در موطن و محل خود، و در آنجا غرق در ملتذات عقلانیه می‌گردد و یا از فقدان کمالات عقلانیه در عذاب قرار می‌گیرد. بنابراین دیگر معاد جسمانی تصور ندارد، و لذا در «شفا» تصریح می‌کند بر اینکه: ما دلیلی عقلی بر معاد جسمانی نداریم، و از نقطه نظر برهان نمی‌توانیم إقامه‌ی دلیل کنیم، ولی چون رسول صادق مصدق (ص) خبر داده است، از نقطه نظر شرع مسلم است.

اما راجع به معاد نفسانی و سعادت و شقاوت نفوس مفصلا بحث فرموده، و بعد از ذکر مقدماتی میفرماید: «و چون این مقدمات و اصول مقرر شد، پس لازم است که عنان قلم را به آن منظوری که در نظر داشتیم منعطف نمائیم، پس میگوئیم: کمال اختصاصی نفس ناطقه انسان که به آن تام و تمام و کامل می‌گردد، آنست که خودش یک عالم عقلی گردد که در آن صورت‌های تمام موجودات ترسیم شود، و نظام عقلانی جمیع موجودات در آن منتقّش گردد، و خیری که در همه موجودات ساری و جاری است نیز در آن صورت بندد. و آن نفس ناطقه خودش از مبدأ کل ابتدا شود و بدون واسطه بوجود آید. و اولا در جوهر شریفه عالم ارواح مطلقه ساری شود، و پس از آن در عالم ارواحی که به نحوی از انحاء به بدن ها تعلق دارد جاری گردد، و سپس در اجسام عالم بالا، چه در هیئت آن‌ها و چه در قوام وجودی آن‌ها راه یابد، و پس از آن همینطور مرتباً در موجودات ساری و جاری گردد، تا بالاخره در خودش تمام هیئت عالم وجود و جهان هستی را استیفا کند و بیابد. پس در این‌صورت به یک عالم عقلانی منقلب خواهد شد، که مشابه و موازی تمام عالم موجود خارجی است؛ و پیوسته در مشاهده حسن مطلق و خیر مطلق و جمال حق مطلق می‌باشد، و همواره متحد با اوست و به مثال و هیئت او منقّش است و در سلک و راه او منخرط، و وجودش به جوهره او تبدیل گردیده‌است.»

و سپس میگوید: ‎و چون این کمالات نفسانیه با کمالات معشوقه‌ای که برای سائر قواست قیاس گردد، در مرتبه‌ای و درجه‌ای واقع می‌شود که قبیح است بگوئیم این افضل است و یا اتم است. بلکه از نقطه نظر فضیلت و تمامیت و کثرت و سائر آنچه به آن‌ها التذاذ مدرکات نفسانی تمام می‌شود، به هیچ وجه من الوجوه نسبتی با سائر ملتذات سائر قوا برقرار نمی‌توان کرد.

  1. نتیجه‌گیری

در قرآن کریم آیات فراوانی بر مسأله تجسم عمل دلالت دارد که مؤید بازگشت اعمال انسان به خودشان می باشد. بنابراین تجسم عمل قابل اثبات است، اعمال انسان در این دنیا بطور کلی علاوه بر ظاهرشان دارای باطنی هستند که در این دنیا از حواس ما پنهان است. ولی در آخرت است که پرده و حجاب از بین می رود. پاداش یا کیفر اعمال عین عمل ماست و همان اعمال ما در دنیاست که به صورت هایی متناسب با آن در می آید[21]. مثلاً اعمال نیک به صورت فرشته، یا یک چیز لذت بخش در می آید ولی اعمال بد به صورت مار و عقرب که عذاب دهنده است در می آید. مسأله تجسم اعمال، اصطلاحی مشترک در کلام و عرفان و فلسفه اسلامی به شمار می­رود و به معنای مجسم شدن اعمال آدمیان در برابر آنها در عالم برزخ و روز قیامت است؛ که با پیکری زیبا و هیئتی دلپذیر، یا با پیکری زشت و شکلی بیم­آمیز و نفرت­انگیز پدیدار می­شوند و او را شادمان یا اندوهگین می­گردانند و بدین­سان به وی پاداش و کیفر می­دهند. این نظریه، ریشه در بعضی آیات قرآن و احادیث معصومین (ع) دارد که متضمن تجسم اعمال است. و همین سبب شده که آرای مختلفی درباره­ی جزای اعمال در آخرت مطرح شود.

در این رابطه، ملاصدرا نخستین متفکری است که، نظریه­ی تجسم اعمال را چونان حرکت جوهری و معاد جسمانی و دیگر اصول فلسفه­ی خود، در نظام فلسفی خویش وارد کرد و بدان صورت ویژه­ی عقلی – فلسفی بخشید. وی در این کار، هم از آیات و روایات بهره گرفت و هم از نظریه­ی عرفانی تجسم اعمال، سود جُست. مبنای ملاصدرا در تبیین فلسفی نظریه­ی تجسم اعمال، همانا «تأثیر و تأثر ذهن و عین، یا نفس و جهان واقع در یکدیگر» است. بر اساس این تأثیر و تأثر، هر پدیده­ی بیرون ذهنی، در ذهن یا در نفس اثر می­گذارد و هر صورت درون­ذهنی یا هر صورت نفسانی نیز در واقعیت­های بیرون­ذهنی مؤثر می­افتد. مثلاً پدیده­ی رطوبت، به عنوان صورتی بیرون­ذهنی در حس، خیال و عقل تأثیر می­کند و صورت محسوس و متخیّلِ رطوبت در حس و خیال، و صورت کلی رطوبت در عقل پدید می­آید. اختلاف صورت­های پدیدآمده از آن جهت است که نحوه­ی اثر یک موثر، در مواطن مختلف و به تَبَع این مواطن، متفاوت خواهد بود. عکس مسئله هم صادق است، یعنی، مثلاً خشم، که صورتی درون­ذهنی یا نفسانی است، بیرون از ذهن اثر می­گذارد و موجب برافروختگی چهره­ی شخص خشمگین می­شود، [و] نیز بسا که این تأثیر، شدت بیشتری بیابد و خشم درونی، آتشی بیرونی (عالم آخرت) پدید آورد[22].

در جریان تأثیر درون بر بیرون (ذهن بر عین)، خلاقیت نفس که حاصل خداگونگی نفس است نقش بنیادی دارد. این خلاقیت به دنبال غلبه­ی صفات نیک و بد بر باطن انسان و استیلای این صفات بر نفس و در نهایت تبدیل شدن آنها به ملکات نفسانی، تحقق می­یابد، یعنی نفس با همین ملکات است که موجب می­شود تا کردارهایی نیک یا بد از انسان سرزند. همچنین  بر طبق اصل بقای نفس، نفس پاینده یا روح جاویدان با صفات و ملکاتی که کسب کرده است، پس از مرگ جسم، به جهان دیگر می­رود و در آنجا نیز منشأ آثاری نیک یا بد می­گردد[23].

دلیل این امر آن است که طبق نظر ملاصدرا، روح (نفس) «جسمانیه الحدوث» است و در این جهان، معلول بدن است و به زبان تمثیل و تشبیه بسان پرتویی است که بر دیوار می­افتد[24]، اما در آن جهان با ملکاتی که کسب کرده است، منشأ بدن اخروی و آفریننده­ی پیکر آن جهانی است که از نفس، زاده می­شود و به مثابه سایه و پرتو روح است و بدان سبب که آن جهان، موطنی خاص است،خلاقیت نفس کمال می­باید و آفریده­های نفس، کمال می­یابد و آفریده­های نفس عینیت و تجسم پیدا می کند و بدین­سان تجسم یا تجسد اعمال محقق می­گردد[25].

ملاصدرا و پیروان وی کوشیده­اند تا صورت­ها و پیکرهایی، به ویژه متناسب با ملکات نکوهیده­ی نفسانی، در جریان پیکرپذیری کردارها مشخص کنند. وی خود از حیوانی برزخی، که میانه­ی حیوان عقلی و حسی است، سخن می­گوید و بر این باور است که این حیوان، درون پیکر هر انسانی موجود است و با مرگ وی نمی­میرد و در روز رستاخیز و در آن جهان، به صورتی مناسب و متناسب با ملکات نفسانی هر شخص محشور می­شود و پاداش و کیفر می­بیند[26].

گروهی که دیدگاه منفی دارند، آیات و روایاتِ مغایر با تجسیم اعمال را مبنا قرار داده­اند و طوری تفسیر کرده­اند که با دیدگاهشان سازگار باشد. و تجسم اعمال را غیر ممکن دانسته اند. در این بین ابن سینا قرار دارد که این مسئله را رد می کند و آن را غیر ممکن می داند. ولی به نظر می­رسد بهترین تبیین را ملاصدرا ارائه داده است و توانسته از طریق مطالعه­ی عمیق در حالات نفس انسانی و بر پایه­ی اصول مسلم فلسفی به درک این مسأله نائل آید. همان­گونه که دانش امروز بشر نیز به سهم خود می­تواند در تصور و درک آن بشر را یاری نماید.

 

منابع:

  1. صدرالدين شيرازي محمّدبن ابراهيم ، الأسفارالاربعه – ج9 ، مکتبة المصطوفي ، قم 1368 .
  2. حسيني طهراني – سيدمحمدحسين – معادشناسي – بي جا . انتشارات حکمت – 1407 ه . ق .
  3. لحرالعاملي – محمدبن حسين ، وسائل الشيعه اي تحصيل الشريعه . تهران ، انتشارات داراکتب الاسلاميه، بي تا، ج 2
  4. ديلمي ، حسينبن محمّد – ارشاد القلوب ، ترجمه هدايت الله المسترحمي الجرقوئي 1375 .
  5. شجاعي محمد ، معاديا بازگشت به سوي خدا – تهران . انتشار 1382 .
  6. محمدباقرمجلسي ، ترجمه جلد دهم بحارالانوار ، تهران ، متابفروشي الاسلاميه . 1354 .
  7. صدر الدین شیرازی، محمد؛ المظاهر الالاهیه، به کوشش جلال الدین آشتیانی، مشهد، [بی نشر]، 1340ش، اول.
  8. جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم: معاد در قرآن2، قم، اسراء، 1383ش، دوم.
  9. صدرالمتألهين شيرازي، محمد بن ابراهيم، 1360، اسرار الآيات، تهران، انجمن اسلامي حکمت و فلسفه ايران.
  10. 9. http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=34149

یادداشت ها

[1] . جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، معاد در قرآن، انتشارات اسراء، 1381، ج5،ص47

[2] . سبحانی، جعفر ،معاد شناسی در پرتو کتاب و سنت و عقل ،ترجمه علی شیروانی، انتشارات الزهرا،1370،ص111

[3] . طباطبایی، محمد حسین ،انسان از آغاز تا انجام،ترجمه و تعلیقات صادق لاریجانی ،بوستان کتاب 1387ص168

[4] .سوره حج، آیه 31

[5] . سوره نحل، آیه 97

[6] . سوره ی رعد، آیه ی 31

[7] . سوره توبه آیه 55

[8] . سوره انفال آیه ی 75

[9] . المؤمنون: 99-100

[10] . معاد بازگشت به سوی خدا : ج 2 . صفحه 39

[11] . همو صفحه 40

[12] . کشاف ، زمحشری ج: 4 . صفحه 308

[13] . بقرا 281

[14] . انسان از آغاز تا انجام . صفحه 166

[15] . وسائل الشیعه ای تحصیل مسائل الشریعه صفحه 61

[16] . ارشاد القلوب صفحه 87

[17] . صحیفة سجادیه صفحه 272 دعای 42

[18] . اسفار، ج9 . صفحه 290

[19] . اسفار ، ج : 9 . صفحه 293

[20] . جهنم چرا ؟ صفحه 132

[21] . اسفارج ، ج 9 صفحه 290

[22] . الشواهد الربوبیه، ص 457، 458

[23] . اسفار، ج 1، ص 200.

[24] . المظاهر الالاهیه، ص 56.

[25] . ص 186؛اسرار الآیات، ص188.

[26] . اسفار، ج 9، ص 227.

این نوشته را به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط

ردِّ مسئله‌ی تناسخ از دیدگاه دو فیلسوف بزرگ جهان اسلام، ملاصدرا و ابن سینا
نگاهي به مفهوم زمان از منظر سنت آگوستين

درباره نویسنده

فلسفه نو

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

ارسال دیدگاه